قبل از شروع شدن سال نو کتابی رو هدیه گرفتم. کتابی با نام اراگون و روجلدی که در زیر مشاهده می کنید. در اولین نگاه به تخیلی و فانتزی بودن داستان پی بردم. قبلا فقط رمان هری پاتر رو در این زمینه خوانده بودم. بیشتر کتاب های تاریخی و ماجراجویی رو دوست دارم، بیشتر مربوط به قرن هفدهم فرانسه و انگلستان. 2 روز قیل از سال نو از فرط بیکاری به سراغ کتاب رفتم در پشت جلد این نوشته ها به چشم می آید:
اثری قابل اعتماد از تجربه ای شگرف
وقتي اراگون سنگ آبي صيقل خورده اي را در جنگل مي يابد ، فكر مي كند كه ديگر دوران بدبختي اش پايان يافته و مي تواند بافروش آن ، آذوقه ي زمستاني براي خانواده اش فراهم كند . اما از درون سنگ ، بچه اژدهايي بيرون مي آيد و درآن هنگام اراگون متوجه مي شود كه تصادفاً بازمانده ي يك امپراطوري كهن را يافته است .
زندگي ساده اش يك شبه از هم مي پاشد و بالاجباروارد دنياي مخوف تقدير، جادو وقدرت مي شود . اراگون و اژدهاي نوپايش ، تنها با شمشيري كهن و راهنمايي قصه گويي پير، بايد از سرزمين هاي خطرناك و شياطين تاريك فرمانروايي كه شرارت هايش حد و مرز نمي شناسد ، بگذرند و رداي افسانه اي اژدها سواران را به چنگ آورند .
سرنوشت امپراطوري در دستان اراگون است .

روجلد کتاب اراگون نوشته کریستوفر پائولینی
ترجمه کتاب که توسط خانم مهگونه قهرمان انجام شده روان و خوب است و به خوبی توانسته کلمات جایگزین را به کار ببرد تا به انتقال مطلب صدمه ای وارد نشود.
اما خود نوشته دارای ضعف هایی است که در بعضی مواقع به خوبی به چشم می آید. داستان در ابتدا روند خوب و کندی را پیش می گیرد و با طرح سوال هایی برای خواننده او را مجذوب می کند. اما در میانه داستان انگار که نویسنده برای رسیدن به مرحله ای ناچار به انجام کاری شده باشد ناگهان یک اتفاق ساده ای رخ می دهد که اصلا خواننده انتظار آن را ندارد و توی ذوق می زن؛ در اینجا خواننده ناگهان به خود می گوید: «چه غیر منطقی». یا گاهی اوقات توصیفات واقعا کم است و خواننده منتظر است که از جزئیات مطلع شود اما خبری از آن نیست و در مواقعی توصیفات بیش از اندازه حوصله را سر می برد. این ها از نقاط ضعف کتاب محسوب می شود.
اما در انتها هیجان به اوج می رسد و شما را وادار می کند بدون وقفه به خواندن ادامه دهید. من مجبور شدم 250 صفحه انتهایی کتاب را در طول یک عصر تا شب بخوانم. داستان از قوت و درون مایه قوی برخوردار است که خود تنهایی خواننده را بدنبال خود می کشاند. در پایان جلد اول شما فقط بفکر تهیه جلد دوم با نام «پیشوا» خواهید بود تا ببینید سرنوشت چه چیزی را برای اراگون رقم می زند.
خواندن این کتاب برای یک بار خالی از لطف نیست و آن را برای کسانی که دنبال هیجان هستند و حاضراند تا 4-5 ساعت بعد از نیمه شب مشغول خواند آن باشند توصیه می کنم.


hesam گفت،
ژوئیه 18, 2010 در 17:49
f
محمد شهاب گفت،
ژانویه 20, 2011 در 19:52
خیلی جالبه!
قسمت چهار مجموعه وراثت « یک مهندس گفت،
اوت 17, 2011 در 11:38
[...] وراثت که در ابتدا سه گانه وراثت بود با کتاب “اراگون” شروع و سپس کتاب “الدست” و در آخر هم به [...]