خوب من تو این هفته ای که گذشت حسابی سرم شلوغ بود. یه سفر به کرمان داشتم که تجربیات خیلی جالبی بدست آوردم. خیلی مطلب دارم که بنویسم اما کجاست وقت نوشتنش. حالا که فرصا هست اون مطلبی رو که بیشتر از همه برام جالب بوده می نویسم.
ما در یک جلسه ای که یکی از اعضای نیمه بلند پایه کشوری بود حضور داشتیم که مطالب بسیار زیبایی رو در باره توسعه کشور بعد از انقلاب و مخصوصا دولت نهم شنیدیم. جالبترین سخن این بود که:
» بعد از انقلاب جمهوری اسلامی ایران فلان قدر پورت تلفن همراه به مناطق نا محروم اختصاص داده «
ما هم انگشت به دهان ماندیم که عجب شاه دزد و خائنی داشتیم که این امکانات را قبل از انقلاب به ما نداده. به گفته یکی از بچه ها که به مناطق جنوب کرمان رفته بود فرماندار آنجا از توسعه اینترنت در مناطق محروم نسبت به قبل از انقلاب صحبت می کرد. واقعا چه شاه بدذاتی داشتیم که 30 سال پیش به ما، ما که هیچی، به مناطق محروم ما موبایل و اینترنت نداده.

بنظر شما کدام نموردار واقعی تر است؟
در طول زمان رفتن به این استان زیبا، پک هایی به ما داده می شد، یکی از این پک ها شامل برگه هایی بود به تعداد استان های کشور. در این برگه ها پیشرفت های صورت گرفته از سال 57 تا 87 را نوشته بود. برای مثال در سال 57 در استان کرمان 300 مدرسه داشته ایم و در حال حاضر 1300 مدرسه. عجب پیشرفتی.
نکته مورد نظر در کلمه «نسبت» که در پاراگراف قبلی بولد شده نهفته است. استفاده از این کلمه بسیار تاثیرات جالبی دارد و خدا رو شکر گویندگان و نویسندگان مطالب فوق بخوبی شروط استفاده از این کلمه را بلد هستند. توضیح این نکته واقعا حجو محسوب میشه ولی با یک مثال غیر مستقیم منظورم رو می گم؛ در درس راهسازی، دومین جلسه در مورد آمار راه ها در کشورها ی دنیا اطلاعات کسب می کردیم. استاد گفت آمریکا رتبه 1 را در دارا بودن طولانی ترین راه ها را دارد. اما نظر ما رو جلب کرد به توسعه راه ها. گفت این آمار با توجه به پهناوری کشور ها نیست، اما وقتی که ما طول راه ها را نسبت به مساحت کشور در نظر بگیریم توسعه آن کاملا مشخص می شود. بطوری که در آمار ثانویه دانمارک که کشور بسیار کوچکی دارد در رتبه اول جهان قرار دارد و ژاپن دوم است (نکته قابل توجه تر در مورد ژاپن است، این کشور با اینکه اصلا زمینی ندارد که بخواهد راه بسازد در رتبه دوم قرار دارد). این بود مثال کلمه «نسبت».
اما خورمونیما عجب شاه دزدی داشتیم.

