اخراجی های 2: اشتباه بزرگ

معمولا فیلم هایی که قسمت اول آنها بخوبی ساخته میشه و دارای قوام خوبی است و البته خوب هم فروش می کنن، شرکت و تهیه کننده رو به فکر ساخت قسمت دوم فرو می بره…معمولا کم پیش میاد که قسمت های بعدی این سری ها (سه گانه ها) خوب از آب در بیان؛ چون بیشتر فکر تجاری بودنشون مطرحه تا موضوع. برای مثال فیلم ماتریکس به نظر من یک شاهکار بود اما با ساخته شدن قسمت دوم، اعتبار قسمت اول زیر سوال رفت.
تنها سه گانه ای که خوب تونست از پس این حس ها بر بیاد ارباب حلقه ها بود که قسمت دوم (بازگشت پادشاه) توانست رکورد دار اسکار بشه و هم سطح یازده اسکاری های بنهور و تایتانیک قرار بگیره. البته قسمت دوم سه گانه ترمیناتور هم بیشتر از قسمت اول مطرح شد.
حال همین اتفاق که به تجربه ثابت شده اولین بار در ایران هم برای فیلم پر طرفدار اخراجی ها تکرار شد. قسمت دوم فیلم اخراجی توسط کارگردان و تهیه کننده قسمت قبلی ساخته شد.
بعد از گذشت 15 دقیقه از تماشای فیلم کم کم به این نتیجه رسیدم که با موضوع خوش ساخت قبلی مواجه نخواهم شد. فیلم دو موضوع متفاوت رو دنبال می کرد که یکی در زندان های عراق و دیگری هواپیمایی بسوی مشهد. این دو جهت مخالف توسط داستان بزور به یک سمت باید می رفتن: ملاقات خانواده های زندانیان که در هواپیما بودند در زندان. این تغییر جهت شدیدا رشته تفکرات و فرضیه های قبلی رو در ذهن بیننده بهم میزنه.
یکی از بزرگترین نقاط ضعف فیلم شعاری بودن آن است که به افراط دیده می شود. در تمام صحنه ها. کارگردان با انداختن تیکه های بازه و لودگی های نچندان جالب با تغییر ناگهانی فضا و ارشاد ملت و الله اکبر گفتن زندانیان انگار می خواهد کار قبلی خودش را جبران کند یا آن نکته مثبتی رو که هر فیلمی باید در بطنش داشته باشد را نمایان کند.
الگو قرار دادن دیگر فیلم ها هم چنگی به دل نمی زد. شروع فیلم با برداشتی واضح از نجات سرباز رایان اولین فکری بود که به ذهنم خطور کرد. و ترتیب دادن مسابقه فوتبال هم (که دقیقا مثل فیلم فرار از زندان هست) از همان الگو ها بود. آوردن صحنه بیمورد و واقعا زننده مسابقه فوتبال در ذهن شریفی نیا آنهم با آهنگ برنامه موفق و سازنده 90 انزجار بعضی از تماشاچیان را برآورد.
مسئله این هست که از این فیلم این انتظار می رفت که حداقل یک مفهوم یا اتفاق خاصی رو در بر داشته باشه. مانند قسمت اولش که توانسته بود خوب از پس این امر بر بیاد. انگار قرار بود فیلم فقط برای شادی و خنده محض ساخته شود، نمونه ای دیگر از فیلم های بی محتوایی که شاهد اکرانشان هستیم.
پایان دادن فیلم هم که بطرز بسیار فجیعی انجام شد…خواندن سرود «ای ایران … » آنهم دوبار و کشتن وقت بسیار زیاد بعد از 2ساعت 15 دقیقه فیلم تمام میشود. آقای شریفی نیا ماشاالله به همه هم نقشی سپرده بود…دخترشان هم ایفای یک نقش حدودا جالبی را داشت، شخصیت پردازی اصلا جالب نبودند.
اما الحق که جلوه های تصویری بسیار زیبایی داشت. کارگردانی هنری و همچنین فیلمبرداری و مدریت آن از نقاط بسیار خوب فیلم محسوب میشود. حرکت زیبای دوربین به دور صحبت 3-4 نفر در زندان و داشتن نمای طولی و عرضی زندان با تمام 50-60 زندانی واقعا بدل می نشست.
اما نتیجه این است که اخراجی ها شکست می خورد. شاید حتی فروش خوبی داشته باشد (آنهم بدلیل ذهنیت بیننده ها ار قسمت اول)  اما نقدهای کوبنده ای را باید انتظار داشت. حال باید دید با آمدن این جمله که «آیا این داستان ادامه خواهد داشت؟» باید منتظر قسمت سوم آن بود؟!
Advertisements

۱ دیدگاه

  1. روشن said,

    مارس 29, 2010 در 03:28

    قسمت جالبش همون سرود بود


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: