چشم های تقریبا نگران

یک تله فیلم خوش ساخت که ساعتی پیش از شبکه تهران (18 اسفند ماه) از برنامه سینما 5 با مجری گری آقای اکبر عالمی و حظور کارگردان و تهیه کننده اش پخش شد.
کارگردان بسیار جوانش که آقای سجاد آوینی بود خیلی خوب از پس این فیلم زیبا بر آمده بود. (ایشان فرزند شهید آوینی هستند اما نباید با برداشت قبلی به موضوع نگریست کاملا متفاوت هست…دوربین شبکه 5 یک بار هم از سجاد آوینی یک کلوزآپ نگرفت).
آقای کیومرث پوراحمد، تهیه کننده، با دید کاملا بازی کارگردان رو یاری کرده. از گفته ها یشان می شد فهمید که از ابتدای کار سجاد آوینی زیر نظر آقای پراحمد کار رو شروع کرده. نوشتن فیلم نامه یک سال طول کشیده و مراحل تولید و پس تولید هم 9 ماه. اما کاملا با دیدن این تله فیلم از وسواس و دقت نظر کارگردان خوشتان خواهد آمد و او را تحسین خواهید کرد. در زیر چند نکته ای از فیلم که نظرم را جلب کرد آورده ام تا با فضای فیلم آشنا شوید:

فرهاد آییش در تله فیلم چشم های تقریبا نگران

فرهاد آییش در تله فیلم "چشم های تقریبا نگران"

فرهاد آییش یک بازیگر درجه یک محسوب می شود. از پس شخصیت اول فیلم بخوبی بر آمده بود…یک انسان گوشه گیر که 25 سال بدون هیچ تغییر و تحولی کارمند قسمت مالی یک شرکت بیمه بوده…یک خانواده ساده ای دارد و یک خلوت ساده که آن را دوست دارد. یک روز که از خواب بلند می شود متوجه می شود که همسر و پسرش او را بودن خبر به یک کشور دیگر ترک گفته اند. در این بین داستان به نحو خاصی به اینجا می رسد که کامران (فرهاد آییش) به 20 میلیون تومان برای آزاد کردن همسر و فرزنش نیاز دارد که او را مجاب می کند به دوستان قدیمی اش سر بزند، دوستانی که آنها را برای سالیان متوالی ندیده است. او خلوتش را دوست دارد.
در کل نمی توان تشخیص داد داستان کند است یا تند…زیرا که به نحو احسن گارش شده است. سرعت را اصلا حس نمی کنید. با اینکه ممکن است سکانس هایی را ببینید که نفهمید چرا وجود داشته اند اما به هیچ عنوان احساس بدی دست نمی دهد. اتلاف زمانی در کار نیست، در عین سادگی داستان شما دائما درگیر تفکرات هستید.

آقای کارگردان به همراه مرتضی هدایتی، فیلم بردار، صحنه های زیبایی را خلق کرده اند. زوایای خاص نظر هر بیننده ای را جلب می کند. موقعیت های قرار گیری دوربین غیره منتظره هست اما تعجب نمی کنید زیرا یک آرامش و سستی را که دقیقا کامران دارد به شما منتقل می کند.

در پس این صحنه ها، وجود رنگ ها روشن و متضاد به خوبی نمایش داده می شوند. که در تضاد با روند داستان فیلم است.

بیشتر از این نوشته را بلند نمی کنم و فقط به نکات کلی اشاره می کنم.

موسیقی که دست پخت فردین خلعتبری بوده یکی از نقاط قوت فیلم محسوب می شود که کارگردان را یار کرده…استفاده از ارگ (ساز کلیسا) در پس زمینه به بیننده الهام های لازم را که کارگردان می خواست را می دهد. تدوین چون موسیقی است و سجاد آوینی و کیومرث پور احمد همواره در کنار حامد رضی بوده اند.

پایان فیلم هم بخوبی تمام صورت گرفته…وقتی که کامران با هزاران آشفتگی می نشیند و تلویزیون را روشن می کند، فیلم وودی آلن را می بند…یک فیلم طنز آلود و نگاه زل زده فرهاد آییش که تضاد را بیش از پیش به فیلم می دهد و به زیبایی هرچه تمام تر قصه تمام می شود.

در پایان برنامه آقای پور احمد درباره سجاد آوینی این جمله را گفتند که او یک استعداد درخشان دارد و باید منتظر کار های بعدی او بود. من نیز کاملا موافقم و پیشنهاد می کنم هر زمان که مقدور بود این فیلم را ببینید و همچنین منتظر فیلم های بعدی سجاد آوینی باشید که می تواند یک کار کاملا متفاوت باشد.

Advertisements

۱ دیدگاه

  1. سجاد آوینی said,

    ژانویه 13, 2010 در 01:20

    آقا دمت گرم.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: