رویای سپید، خاطرات سپید ما

تقدیم به کسی که همیشه تو قلبم هست و خواهد بود:

وقتي گل يادت تو دشت خيالم
روييد و نپرسيد روزگار و حالم

وقتي بوی عشقت پيچيد توی خوابم
يه رويای شيرين اومد به سراغم

تو ديار خورشيد پی تو دويدم
عکستو تو دشت آلاله ها ديدم

از باغ نگاه تو غنچه ای چيدم
رنگ آسمونو تو چشم تو ديدم

رويای سپيد من، تو ای عشق و اميد من، هوای تو دارم، طاقت ندارم
روياي سپيد من، تو ای عشق و اميد من، بی تو خواب ندارم من بيقرارم

شدی پر پرواز با تو پر کشيدم خودمو رو بال قاصدکا ديدم
ترانه ی عشقو وقتی که شنيدم به ساحل سبز آرزو رسيدم

قصر آرزوهام با تو غرق نوره دهکده ی رويام بی تو سوت و کوره
قلب من از عشقت سرمست غروره سرد و بيقراره وقتی از تو دوره

رويای سپيد من، تو ای عشق و اميد من، هوای تو دارم، طاقت ندارم
روياي سپيد من، تو ای عشق و اميد من، بی تو خواب ندارم من بيقرارم

شراره فرنژاد

Advertisements

پاییزهایم

دوباره آمد.

پارک پاییزیمون، 2 سال پیش

پارک پاییزیمون، 2 سال پیش

دوباره پاییز آمد. از خواب تابستانی باید پاشم. روح و زندگی دمیده شده. رنگ ها زنده شده اند. هوا جریان پیدا کرده. ابر ها پدیدار گشته اند. در ختان لباس عوض کرد اند. زمین با طراوت گشته. همه سرزنده شده اند.

خاطرات زنده می شوند. پاییز کارخانه خاطره سازیه. پاییز از 16 سال پیش برام مفهوم پیدا کرد. پاییز، ساعت 7 صبح، زمین خیس، برگ های رنگارنگ، آسمون نیمه ابری، خورشید در حال طلوع، بوی نم بارون مخلوط با خاک و عطر برگ های چنار و کاج های سوزنی هوش از هر انسانی می برد.

مدرسه، بچه ها، حیاط، «از جلو نظام»، هر و کر «حول ندید همدیگر رو»، پله ها، راهروها، کلاس، صدای قیژ قیژ نیمکت ها، «برپا» همه خواب آلود. صدای فین یکی بدش قهقهه بچه ها، «آقا آقا آقا آقا»، «بسه دیگه حرف نزنین»، صدای زنگ، تکرار، صدای زنگ، تا میدون رو با بچه ها اومدن، خندیدن، بازی با یه شیشه نوشابه یا درش، خداحافظی، اتوبوس، فشار، پیاده از سره کوچه، احوال پرسی با تک تک درختای کوچه، یه دست کشیدن به سر «نازی» و دو دقیقه باهاش بازی کردن و آخر خونه.

پاییز و دوست پیدا کردن، دوست شدن، دوست موندن، دوست … داشتن.

به نام خداوند پاییزی.

سریال من: یادته؟!

یادته اون سحری که عکس قلبم رو با اشک نقاشی کردم برات؟

یادمه اون شبی رو که کاغذم رو موشک کردی و از پنجره انداختی بیرون.

تلویزیون

یه ذاته تعلیمات اسلامی … این را هم نمی توان … که عدم منطقی را … .
– اِ بابا انقدر کانالارو عوض نکن!!
– یه برنامه ی خوبی هم نشون نمی ده.
– چه برنامه ی؟!
– یه فیلمی یه چیزی که آدم حال کنه؛ بیا، این که سخنرانیه … اینم چرنده … اینم بحثه … اینم وراجیه … اینم که تا حالا 600 دفعه نشون دادند دیگه آدم حالش بهم میخوره. آآآ آن، تموم شد. اینم شد تلوزیون جون تو؟؟!

امروز اومدم اینترنت گفتم بیام یه سر بزنم به یاهو ببینم بچه ها چه آفلاین هایی گذاشتن. عصری که یوهو پیامک هام قطع شد و نمی شد چیزی ارسال کرد. اومدم یاهو دیدم زکی، اون هم تخته شده درش. آخرین جمعه رمضان سال 1388، بعد از انتخابات دولت دهم. دیشب الله اکبر ها بلند تر بودن. سه ماه می گذره، ایرانی جماعت همیشه برنامه ریزی داره اما همتی در کار نداره. اما کافیه بخواد کاری کنه. قضیه ایا الله اکبر ها هم از همین هاست.
حالا نوشته هام چه ربطی به موسیقی داشت؟ این محدودیت های بچه گانه من رو به یاد آهنگی می اندازه که زمان خودش خیلی خوب تونسته بود محدودیت رو توصیف کنه. قدرتی که از یه حرکت این جوری جفت کنه نمی گن قدرت – خدا رضا شاه رو بیامرزه -، آهنگ «تلویزیون» دست پرورده گروه سندی از آلبوم «تق» هست، سال 1383. 5 سال پیش رو اگر به خوبی بیاد داشته باشید دقیقا به محتوای آهنگ پی می برید.

جلد آلبوم "تق"، گروه سندی

جلد آلبوم "تق"، گروه سندی

به جد میشه گفت گروه سندی اولین کسانی بودند که رپ رو در زبان فارسی خوندن، آن هم به طرز درست و صحیح اون. نه مثل امروزی ها که هر فوفلی میاد واسه خودش خزعبلاب سرهم هم میکنه از لوله دهنش شلیک. گروه سندی بیشتر بر روی آقای شهرام آذر، یکی از پایه گذاران گروه، استوار است، کسی که تنظیم کننده موسیقی و کیبردیست ماهری است. شرام آذر متولد آبادانه و همیشه در لحن آهنگ هایش از لحجه جنوبی هم استفاده می کنه و باعث یک نوع جذابیت و طنز کار می شود. فردی بسیار باهوش در زمینه موسیقی است.
غیر از «تلویزیون» یک آهنگ دیگر هم دارن که بسیار شنیدنی و توصیفات (در اصل تخیلات) زیبایی داره. که اون رو انشالله در زمانی که حس و حالش بود خواهم گذاشت.

پیشنهاد می کنم آهنگ تلویزیون رو حتی برای یک بار هم که شده گوش کنید و ببینید موسیقی ما از کجا به کجا رسیده. (اما باز هم کار تک و توک قشنگ گیر میاد).
برای دانلود آهنگ به اینجا بروید.

 
 

در برگه «دانلودی ها» می توانید مابقی دانلودی های این وبلاگ را در یک نگاه مشاهده کنید.

مدیریت دنیای مجازی، بعد از مرگ واقعی

تا حالا از خودتون سوال کردید که اگر روزی خدایی نکرده (البته فراری نیست) قبض یه طرفه رو امضا کنید و با قطار فوق سریع برید اون دنیا، چه بلایی سر دارایی های آنلاینتون میاد؟ چیز هایی که تو این دنیای مجازی گذاشتید؛ نوشته ها و عکساتون و حتی خاطرات و درد و دل های منتشر نشده تون که تو این دنیا مخفیشون کردید. بارها این سوال رو از خودم پرسیدم. جواب چی بود؟ به جواب خاصی نرسیدم. یعنی نیمه کاره فکر رو رها کردم. اما بعضی ها فکر رو گرفتن و تا آخر خط رفتن و به نتیجه هایی رسیدن. مطلبی در سایت یک پزشک خوندم که دیدم شما رو هم بی نصیب نگذارم.

راهی به سوی فراهی

مرگ راهی به سوی فراهی

«اگر بلایی سرم بیاید، اگر روزی برسد که زنده نباشم، چه بر سر وبلاگم می‌آید؟! آیا کسی مواظب وبلاگم خواهد بود و هوست را هر سال تجدید خواهد کرد؟!»

تایم در مقاله جالبی همین سؤال را مطرح کرده است، به ترجمه این مقاله، البته با اندکی تلخیص و تغییر، در ادامه توجه کنید:
ادامهٔ مطلب »

زندگی سوختن

سوختم در این تنهایی

سوختم در این تنهایی

تنها شد
ایستاد

ضربه خورد
ایستاد

روح از بدن جدا شد
ایستاد

چون شمع ایستاده سوخت

I Will Survive

تا حالا شده یک آهنگ رو بشنوی و تسخیر بشی؟ آهنگی که همه دنیا رو تسخیر کنه؟ آهنگی که بارها و بارها شنیدینش اما نمی دونید کجا. آهنگی که بارها و بارها توسط افراد مختلفی اجرا شده و جاهای مختلفی استفاده شده، از شرک 2 بگیرید تا همین الانه که  Pussycat Dolls ریمیکس کرده.

آهنگ «I Will Survive» رو بارها شنیدم و دوست داشته ام. در نهایت سال پیش سرمنشا رو گیر آوردم. این آهنگ اولین مرتبه در اکتبر سال 1979 توسط «Gloria Gaynor» اجرا شده است.

گلوریا گینور - Gloria Gaynor

گلوریا گینور - Gloria Gaynor

اطلاعاتی در مورد این آهنگ بدم:
این آهنگ یکی از بهترین های سبک Disco در تاریخ موسیقی و بهترین کار گلوریا گینور هست. در سال 1979 (دقیقا 30 سال پیش) ساخته شد و در 100 آهنگ برتر سال رتبه 1 رو آورد. در سال 1980 جایزه گرمی بهترین آهنگ Disco و در رتبه بندی 500 آهنگ تاریخ در مجله Rolling Stone رتبه 489 رو گرفت. بارها خواننده های مختلف اون رو خوندن حتی کورس در آلبوم یاغی. آخرین کار هم که Hush» Hush» از Pussycat Dolls هست که این روزها در شبکه های مختلف ویدئویش پخش می شه.

این رتبه ها و جایزه ها اصلا مهم نیست، ارزش اونه که شخص از آهنگ خوشش بیاد؛ که این آهنگ دل خیلی ها رو بدست آورده و میاره. ارزش گوش کردن هم داره. بخاطر همین پیشنهاد می کنم دانلودش کنید.
آهنگ را می توانید از اینجا دانلود کنید.

متن این شعر رو همراه معنی لغات دشوار آن را در ادامه مطلب می توانید بیابید.

ادامهٔ مطلب »

زندان زندگی

زندان زندگی

زندان زندگی

The purpose of life is to live a life of purpose

The purpose of life is to live a life of purpose.

انرجی و ترازوی نیرو

باور کنید هفته گذشته چند بار بعد از افطار برقمون رفت. من که دارم پول جمع می کنم برای خریدن یه لب تاپ در مواقع بی برقی. یه باتری یدکی هم برای موبایلم گرفتم که همیشه پر شارژه.
رفتیم 4 تا باتری تریلی هم برای یخچال و کولر گرفتیم که از گشنگی و گرما نمیریم. یه کشو باطری قلمی و نیم قلمی گرفتم برای چراغ قوه. فردا هم قرار شده بریم چندین چراغ نفتی یه منبع برای نفت بگیریم.
از الان برای زمستون برنامه ریزی کردیم، اگر بجنبیم و از هفته بعد هیزم جمع کنیم برای کل زمستون آتیشمون برقراره. گاز هم که نخواهیم داشت، کنسرو لوبیا با دایمیتکون داریم ذخیره می کنیم.

لامپ های کم مصرفمون که می دونیم بی مصرف خواهند بود رو گذاشتیم برای حراجی، هرچی باشه یه گوشه از خرج رو می گیره.
قید سریال ها رو هم که از بیخ زدیم، چون هم برق نداریم هم اینکه اگر داشتیم بیشتر از قبل یخ می زدیم با این سریال ها، چون گاز رو می دونم که نداریم. فقط در یک صورت کنترل به دست خواهیم شد، اون هم زمانی که سریال افسانه ای اونهم از نوع کره ای ساخت و پخش بشه. فکر کنم داستان این سریال اینجوری باشه که کره ای ها فوتبال رو اختراع می کنن و بین امپراطوری خواهر دور و خواهر میانه، که تو میانه، یروو (اسمش عجیب شبیه تسو انتخاب شده، البته تو پایین و بالا بودن دو نقطه میشه تامل کرد)، پدره رو داره کم کم میزاره کنار و تارو رو میزاره رئیس ورزششون. القصه بین تیم های فوتبال امپراطوری بزن بزن میشه و نینجا و جادوگر می فرستن واسه هم. آخرسر می رن دنبال راز ساختن کفش هسته ای و شرت فولادی. بعدش هم هی بکش بکش می شه. «بکش» رو می تونید هم با کسره و هم با ضمه تلفظ کنید.
این ایده، حالا می خواین بسازین جان آقا (منظورم امپراطوره ها) اسم منو نزنین تو فیلم.

خوب خدا رو شکر که حداقل انرژی هسته ای رو داریم، از الان من رفتم تو کارش، همینجوری دارم ذخیره می کنیم. هرچی مرکبات و هندونه و طالبی داریم ذخیره می کنیم (چشم، هولو رو هم فراموش نمی کنیم). البته بلد نیستیم استفاده کنیم، اما یه بچه 5 ساله داره این همسایمون مامانش می گه یه کارایی با هسته می کنه.

طرحی از دوست خوبم، آیدین ارجمندی

طرحی از دوست خوبم، آیدین ارجمندی

باید حواسمون به نـیـرو و زور و فشـار باشه که یوهو زیاد نشه که مثل تـوپ فـوتـبـال بترکیم یا … (فکر می کنم توپ بسکتبال بخاطر پوست کلفتشه که سولاخ نمی شه).

پی نوشت:

(همشهری جوان)
با توجه به اینکه انسان باید از اشتباهات قبلی خود درس بگیرد و تجربیات گذشته را چراغی فراروی آینده بنماید، پیشاپیش توصیه های زیر را خدمت وزیر آینده نیرو تقدیم می داریم:

الف) با توجه به سابقه ایشان در دیدن اسماعیل مطر در حال لایی زدن به نامجو مطلبق برای محکم کاری به استحضار می رسانیم که آن کسی که لامپ برق را اختراع کرد، توماس ادیسون می باشد نه الکساندر گراهام بل. گراهام بل مخترع تلفن است که برای اولین بار در گوشی اش گفت: «آقای واتسون، لطفا تشریف بیارید بالا».

ب) با توجه به سیاست دولت در نقدی کردن یارانه ها و رساندن بهای کلیه کالاهای مصرفی از جمله آب و برق از قیمت سوبسیدی به قیمت واقعی و «آزاد» خود، تاکید بر آزاد سازی در وزارت نیرو جزو امهات امور می باشد.

ج) نظر به اینکه مهندس علی آبادی قبل از جام جهانی آلمان از دادکان خواسته بود ارنج اصلی تیم ملی را با ترکیبی از شش لژیونر و شش بازیکن داخلی (مجموعا 12 نفر) بچیند، لذا مقتضی است ایشان قبل از حضور در جلسه راس اعتماد مجلس، قبلا در یک دوره کلاس فشرده آموزشی مبانی برق حاضر شده و با روابط پایه و کلاسیکی نظیر V=RI، قانون فاراده، قوانین ماکسول و … آشنا شوند. انتظار می رود در پایان دوره، مهندس علی آبادی بداند ولت، آمپر و اهم چه کمیت هایی می باشند.

د) با توجه به اینکه نتایج کاروان ورزشی ما در المپیک از دید مهندس «شکسته» قلمداد نشدند، پیش بینی می شود روزانه دو تا چهار ساعت خاموشی در دوران ایشان امر عادی باشد.