سریال من: دیدن و نفهمیدن

می بینم نا مفهومی را؛
می فـهمم پیچیدگی را؛
جلوی روم نشسته، نگاه می کنه، لبخندش همیشه همراهش هست.

نمی بینم منظور را؛
نمی فهمم شک را؛
جلوی روم نشسته، نگاه نمیکنه، حرف میزنه.

Advertisements

3 دیدگاه

  1. اکتبر 22, 2009 در 01:53

    بد دردی ست حداقل برای من !

  2. 10:10 said,

    اکتبر 22, 2009 در 14:20

    نمی دونم فهمیدم یا نه!

  3. manizheh said,

    اکتبر 23, 2009 در 00:59

    ولی من فهمیدم :دی…..


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: