پاییزانه

امروز اول مهر بود. امروز هوا پر خاطره شده بود. امروز اول صبح خیابونا طعم لُکه دویدن بچه ها رو چشید.
امروز شروع دمیدن رنگ های خلقت در روح جاری در رگِ جلوه بود.
امروز بوی پاییز می داد؛ نوید رقص نگاه در طبیعت.

رنگارنگی پاییز یعنی رنگارنگی تو

رنگارنگی پاییز یعنی رنگارنگی تو

امروز من هم بطور شگفت انگیزی برای 17 امین سال، اول مهر راهی کلاس درس بودم.
اما نه کلاسی که تو این 16 سال دیدم. پر هستم از انتقال، از امید.

امروز چقدر زیبا بود.
… و فردا چقدر زیبا تر خواهد بود… وقتی می دونی که این نقاش خسته نمی شه از نقاشی کردن.
پس شما هم قلم رو بدست بگیرید، رنگ کنید لوح پاک آینده را.
تا الان هرچه کشیدید، مال قبل بوده است. اگر چند ثانیه هم وقت دارید بکشیدش، زیبا، پر از رنگ، مثل پاییز. وای بحال اینکه 10 سال هم وفت داشته باشید، و وای وای به حال اینکه 20 یا 30 سال یا … وقت داشته باشید.
رنگ کنید همانطور که رنگت کرد. هیچ وقت نقصی نداری. تو پاییز که نگاه می کنی هر رنگ جایگاه خودش رو داره، حتی اگر به چشم نیاد. اما بی هدف نیست. بودنش کامل می کنه. پس بدون «بیهوده نیستی».

رنگ کن آینده ات را، هر چند کوتاه، که خود عبادتی است چون نماز، زیرا که دانسته ای قدر آینده ات را.

باباگوریو – اونوره دو بالزاک

اخیرا کتابی با عنوان «باباگوریو» نوشته اونوره دو بالزاک، نویسنده فرانسوی خوانده ام. با ترجمه آقای شهرام پورانفر چاپ شده در سال 1371 توسط انتشارات رخ همراه مقدمه ای از سامرست موام.

این کتاب در اصل بیان کننده داستان جوانی به نام راستیناک است که از مزرعه شان برای تحصیل در رشته حقوق به پاریس آمده است و در پانسیونی درجه 3 زندگی می کند. .
در این پانسیون فردی به نام باباگوریو در وضع اسفناکی در بالاترین طبقه و بدترین اتاق زندگی می کند که مایه ی خنده دیگر ساکنین است. آینده راستیناک در ادامه داستان با باباگوریو گره می خورد و به تندریج وارد زندگی باباگوریو می شود.

بابا گوریو نوشته بالزاک - Le Père Goriot by Balzac

بابا گوریو نوشته بالزاک - Le Père Goriot by Balzac

در باطن، بالزاک به جامعه آن زمان پاریس، یعنی قرن 19ام می پردازد. اوایل 1800 که پاریس در فساد غوطه ور بوده. بالزاک با تمام ظرافت شخصیت هایش را تشکیل داده و فردی پاک را وارد جامعه ای مخوف می کند. این شخص جای هیچ گونه فرار ندارد. یا راه چپ را باید برود یا راه چپ! وگرنه رویای زندگی در حد معمول را باید فراموش کند.

وقتی شما کتاب را شروع می کنید متوجه می شوید نویسنده زیاد به توصیف صحنه و مناظر نپرداخته و فقط در حد کفایت به آنها اشاره می کند؛ اما در عوض شخصیت ها را بخوبی تمام خلق کرده و کاملا حس خواننده را همراه خود می کشاند. البته نمی توان منکر اشکالات شد.

بالزاک تمام عیار، تفکرات و وقایع اجتماعی آن زمان را به تحریر در آورده است و بهتر از آن، این تفکرات و وقایع را به فطرت انسانی تعمیم داده تا این کتاب مختص یک زمان و دوره نباشد.
بدون شک خود بالزاک این بالا و پایین داستان را تجربه کرده است که به این زیبایی و دقت توانسته آنها را بنویسد. شما در حین داستان، از نوشته ها، تجربه های عمیقی را حس می کنید که فکرتان را بر می انگیزد: «آره، من اینجوریم، درست می گه». بالزاک به نحو احسن فکرها، امید ها و دلخوشی ها، طرز تفکر، پوشش، احساسات نسبت به دیگران و بلند پروازی های جوان ها را به رشته تحریر در آورده است.

در قسمت های انتهایی کتاب شما محسور عواطف عمیق می شوید، عواطفی پاک که دلتان را به درد خواهد آورد. تنفر از اجتماع و ظواهر دروغین و نگاه های ساختگی را در خود حس می کنید. انزجار از روند داستان و در نهایت پایانی عجیب. پس از اتمام کتاب نفسی عمیق کشیدم و به فکر فرو رفتم، کل داستان را مرور کردم، با جامعه امروز و حال خودم مقایسه کردم.

ویژگی های فوق باعث می شود که این کتاب، یک اثر بیاد ماندنی در طول تاریخ و الیته در ذهن شما شود. پیشنهاد می کنم شما هم این کتاب زیبا را بخوانید تا لذت یک داستان و یک کتاب ارزشمند را بچشید.

این کتاب را می توانید بصورت آنلاین خریداری کنید و همچنین می توانید در این سایت کتاب صوتی آن را دانلود کنید.