shutter island

«shutter island» فیلمی زیبا در ساختاری تکراری است، ساخته مارتین اسکورسیزی در سال 2010 با بازی لئوناردو دی کاپریو و بر اساس رمانی از «Dennis Lehane».

مارشال تدی دنیلز (دی کاپریو) همراه همکارش چاک، برای تحقیقات در مورد فرار بیماری روانی و خطرناک به جزیره شاتر آیلند می آیند. در این جزیره، بیمارانی که از نظر روانی تعادلی غیر قابل کنترل دارند و همچنین مرتکب قتل شده اند تحت درمان قرار می گیرند (داستان فیلم مربوط می شود به چند سال پس از اتمام جنگ جهانی دوم). طی گذر زمان قضایا سبکی متفاوت به خود می گیرند. البته این تغییر بسیار آرام و با هارمونی خاص روند فیلم صورت می گیرد.

فیلم Shutter Island، ساخته Martin Scorsese در سال 2010

فیلم Shutter Island، ساخته Martin Scorsese در سال 2010

شاتر آیلند ساختاری شبیه فیلم «The Others» دارد، میشود گفت باز سازی داستان The Others در ژانری با ترس کمتر و بیشتر نزدیک واقعیت میباشد. شالوده داستان دارای ابتکار خاصی نیست. پس چه چیزی بیینده را برای تماشای فیلم ترغیب می کند؟
در اصل سبک تعریف داستان یا همان روند پیشرفت فیلم مایه ی اساسی جذابیت است. دخیل کردن ذهن بیننده و بکار گرفتن فکر او نیز یکی از عوامل اصلی میخکوب کردن می باشد.

در طول فیلم تنها چیزی که از نظر من ضعیف پرداخته شده بود موسیقی متن آن بود. البته برای نتیجه گیری نیاز به دیدن دوباره فیلم با دقتی بیشتر بر روی حاشیه ها می باشد.

چندین نکته جالب نظرم را جلب کرد.
یکی این دیالوگ از زبان راشل سولاندو بود:

– مردم بهت می گن دیوونه… و سعی نکن باهاشون مخالفت کنی، فقط چیزی که می گن رو تایید کن.
وقتی بهت برچسب دیوونگی زدن بعدش هرکاری که بکنی دیوونگی محسوب می شه. انکار، مقاومت! ترس واقعی، توهم!

فرض کنید شما از خواب بیدار می شوید و می دانید امروز شنبه است و باید برید مدرسه، دانشگاه یا سر کار. اما همگی… همگی به شما می گویند نه، امروز جمعه است. آیا تاکید شما بر شنبه بودن نشان دیوانه بودن شما نیست؟

نکته جالب دیگر اشاره به «جراحی» برای درمان بیماری «روحی و روانی» بود. بعد از مدتی این جراحی شبیه یک جنون شد که توسط دکتر والتر فریمن در سال 1936 بر روی 2500 انسان (که بعضی از آنها حتی مشکل روانی هم نداشتند) در 23 ایالت آمریکا صورت گرفت. این عمل که «Lobotomy» نام دارد توسط یک میله یخ شکن (شبیه یک سمبه ی کفاشی بلند) صورت می گرفت. برای این منظور میله یخ شکن پشت چشم گذاشته می شده و چند ضربه با یک چکش وارد می آمده تا پوسته نازک جمجمه سوراخ شود و با یک ضربه دیگر عصب پشت آن که هدف جراجی بوده، پاره شود.
کی توانید کل تاریخ لوبوتومی را در اینجا بخوانید (عکس هایش را حداقل ببینید). این هم یک عکس از عمل لوبوتومی. شبکه BBC نیز مستندی زیبا در باره تاریخ جراحی تهیه کرده که از شبکه فارسی آن نیز پخش شد. دیدن آن خالی از لطف نیست.

یک نکته دیگر وجود خشونت در صورت وجود صعف در ایمان بود که در بحث بین تدی و روانشناس آلمانی به میان آمد.

در نهایت از نظر من فیلم خوبی محسوب می شود. یکبار دیدن آن می ارزد.

Advertisements

قلعه حیوانات – جروج ارول

کتاب Animal Farm تحت عنوان فارسی «قللعه حیوانات» نوشته جرج ارول (George Orwell) در سال 1945 (در 42 سالگی) را باید خواند.

فلعه حیوانات نوشته جروج ارول - جلد اولین چاپ

فلعه حیوانات نوشته جروج ارول - جلد اولین چاپ

هر زمانی که خواستید چگونگی تشکیل حکومتی و عاقبت آن را پیشاپیش بدانید این داستان را بخوانید. خیلی کوتاه و خلاصه در 100 صفحه.
در نوع خود یک شاهکار ذهنی-سیاسی-ادبی است. تبدیل یک واقعیت به یک داستان. نیازی به توضیح ندارد. فقط بخوانیدش.

تمام نوشته های جرج ارول سیاسی هستند. او متولد سال 1903 در هند است. همانطور که می توان از کتاب قلعه حیوانات فهمید زندگی پر تجربه ای و در عین حال توام با تفکر داشته.

هرگونه توضیح و مقدمه در مورد این کتاب اضافی است، باید این کتاب را خود بخوانید.

فقر

ميخواهم بگويم ……
فقر همه جا سر ميكشد …….
فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني هم نيست ……

درخت خشکیده تفکر

درخت خشکیده تفکر

فقر ، چيزي را » نداشتن » است ، ولي ، آن چيز پول نيست ….. طلا و غذا نيست …….
فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ……
فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ……
فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند …..
فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود …..
فقر ، همه جا سر ميكشد ……..

فقر ، شب را » بي غذا » سر كردن نيست ..
فقر ، روز را » بي انديشه» سر كردن است

دکتر شریعتی