من باور دارم که…

«که زمينه‌ها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم»

گرشاسپ: گرز ثریت

گرشاسپ از نیاکان رستم، به خونخواهی برادرش به دنبال هیتاسپ می رود. کسی که خونیراس (ایران زمین) را که همانند نگینی در میان دیگر سرزمین ها می درخشیده به تاریکی فرو می برد. دیو ها و اشموغان به سرکردگی هیتاسپ با آمویان و اهوران می جنگیدند. هیتاسپ با کشتن برادر گرشاسپ گرز ثریت را دارای قدرتی گران بود، برای غرق کردن خونیراس در دست می گیرد.
گرشاسپ در ابتدا به دنبال اتقام برادر خود و در نهایت برای پس گرفتن گرز ثریت و آزادی خونیراس از شر تاریکی به دنبال هیتاسپ می رود.

نمایی از گرشاسپ و شمشیرش

نمایی از گرشاسپ و شمشیرش

داستان بالا بنیان بازی ای به نام «گرشاسپ – گرز ثریت» است. بازی ساخته شده در داخل و کاملا ایرانی. بازی که ارزش بازی کردن دارد.
ادامهٔ مطلب »

Living In A World Without You – The Rasmus

می توانید پنجره ماشین را پایین بکشید در یک شب خزانی. با سرعت بالا، صدای ضبط را بالا ببرید، تا حد جنون، و این آهنگ را بگذارید و همراهش فریاد بزنید:

Ah, there’s a world without you
I see the light.
Living in a world without you.
Ah, there is hope to guide me
I will survive!
Living in a world without you.

 

سقوط برای رهایی

سقوط برای رهایی

فریاد بکشید با تمام قدرت از ته حنجره.
فریاد بزن که چقدر دور از ذهن بود. این عشق چقدر فرق می کرد، چقدر زیبا بود و لطیف؛ اما… .
فریاد بزن همراه صدای کوبنده آهنگ که «عشق» چقدر تباه آور است. که چگونه عشق، ذهن و قلب و روح تو را با یک بوسه زهرآگین تسخیر می کند، از تو استفاده می کند، بارها و بارها، و در نهایت برای آسودگی اش تو را مانند آشغالی دور می اندازد.
فریاد بزن بلعیدن دروغ های زیبای عشق را. اشک و آه و سکوتت را. فرسودگی ات را. حاصل بی ثمره ات را.
فریاد بزن و با سرعت هرچه تمام تر به پیش برو، بدون سلاح، بدون هیچ روحی، بسوی همان دره ای که در نهایت برای تو آزادی خواهد داشت. به آسمان شب نگاه کن که چگونه تیره شده است، همان آسمانی که مدت هاست آبی دیده نشده است. خیره به آسمان نگاه کن، هنگام سقوط، که انتهای قصه است.
و فریاد بزن، با تمام قدرت از ته حنجره ات که: «جهانی بدون تو هست، کور سوی نور را می بینم، برایم امیدی است، نجات پیدا خواهم کرد، زندگی در جهانی بدون تو. مرگ بر تو عشق.»
و تمام.
ادامهٔ مطلب »

خرید آکواریوم و لوارم جانبی آن

آکواریوم گوشه چشمی از طبیعت بیکران است. آن هم طبیعتی که دسترسی به آن مشکل است. حس آرامش، سکوت، غرق شدن در طبیعت را در انسان القا می کند. تفکر، رسیدن به قدرت بی نهایتش، به زیباییش، به آرامشش و عشقش تنها با نگاه کردن به قسمتی از مخلوقاتش در ذهن شکل می گیرد. شکرت.

خوب بعد از استقبال خوب از پست «انواع ماهی های آکواریومی» تصمیم گرفتم که تجربیاتم، هرچند کم، در زمینه خرید آکواریوم و لوازم جانبی آن را به صورت یک پست در بیاورم تا شاید کمک کوچکی برای رسیدن به علاقه و آرامش طبیعی تان باشد.

دنیای آکواریوم

دنیای آکواریوم

ادامهٔ مطلب »

shutter island

«shutter island» فیلمی زیبا در ساختاری تکراری است، ساخته مارتین اسکورسیزی در سال 2010 با بازی لئوناردو دی کاپریو و بر اساس رمانی از «Dennis Lehane».

مارشال تدی دنیلز (دی کاپریو) همراه همکارش چاک، برای تحقیقات در مورد فرار بیماری روانی و خطرناک به جزیره شاتر آیلند می آیند. در این جزیره، بیمارانی که از نظر روانی تعادلی غیر قابل کنترل دارند و همچنین مرتکب قتل شده اند تحت درمان قرار می گیرند (داستان فیلم مربوط می شود به چند سال پس از اتمام جنگ جهانی دوم). طی گذر زمان قضایا سبکی متفاوت به خود می گیرند. البته این تغییر بسیار آرام و با هارمونی خاص روند فیلم صورت می گیرد.

فیلم Shutter Island، ساخته Martin Scorsese در سال 2010

فیلم Shutter Island، ساخته Martin Scorsese در سال 2010

شاتر آیلند ساختاری شبیه فیلم «The Others» دارد، میشود گفت باز سازی داستان The Others در ژانری با ترس کمتر و بیشتر نزدیک واقعیت میباشد. شالوده داستان دارای ابتکار خاصی نیست. پس چه چیزی بیینده را برای تماشای فیلم ترغیب می کند؟
در اصل سبک تعریف داستان یا همان روند پیشرفت فیلم مایه ی اساسی جذابیت است. دخیل کردن ذهن بیننده و بکار گرفتن فکر او نیز یکی از عوامل اصلی میخکوب کردن می باشد.

در طول فیلم تنها چیزی که از نظر من ضعیف پرداخته شده بود موسیقی متن آن بود. البته برای نتیجه گیری نیاز به دیدن دوباره فیلم با دقتی بیشتر بر روی حاشیه ها می باشد.

چندین نکته جالب نظرم را جلب کرد.
یکی این دیالوگ از زبان راشل سولاندو بود:

– مردم بهت می گن دیوونه… و سعی نکن باهاشون مخالفت کنی، فقط چیزی که می گن رو تایید کن.
وقتی بهت برچسب دیوونگی زدن بعدش هرکاری که بکنی دیوونگی محسوب می شه. انکار، مقاومت! ترس واقعی، توهم!

فرض کنید شما از خواب بیدار می شوید و می دانید امروز شنبه است و باید برید مدرسه، دانشگاه یا سر کار. اما همگی… همگی به شما می گویند نه، امروز جمعه است. آیا تاکید شما بر شنبه بودن نشان دیوانه بودن شما نیست؟

نکته جالب دیگر اشاره به «جراحی» برای درمان بیماری «روحی و روانی» بود. بعد از مدتی این جراحی شبیه یک جنون شد که توسط دکتر والتر فریمن در سال 1936 بر روی 2500 انسان (که بعضی از آنها حتی مشکل روانی هم نداشتند) در 23 ایالت آمریکا صورت گرفت. این عمل که «Lobotomy» نام دارد توسط یک میله یخ شکن (شبیه یک سمبه ی کفاشی بلند) صورت می گرفت. برای این منظور میله یخ شکن پشت چشم گذاشته می شده و چند ضربه با یک چکش وارد می آمده تا پوسته نازک جمجمه سوراخ شود و با یک ضربه دیگر عصب پشت آن که هدف جراجی بوده، پاره شود.
کی توانید کل تاریخ لوبوتومی را در اینجا بخوانید (عکس هایش را حداقل ببینید). این هم یک عکس از عمل لوبوتومی. شبکه BBC نیز مستندی زیبا در باره تاریخ جراحی تهیه کرده که از شبکه فارسی آن نیز پخش شد. دیدن آن خالی از لطف نیست.

یک نکته دیگر وجود خشونت در صورت وجود صعف در ایمان بود که در بحث بین تدی و روانشناس آلمانی به میان آمد.

در نهایت از نظر من فیلم خوبی محسوب می شود. یکبار دیدن آن می ارزد.

قلعه حیوانات – جروج ارول

کتاب Animal Farm تحت عنوان فارسی «قللعه حیوانات» نوشته جرج ارول (George Orwell) در سال 1945 (در 42 سالگی) را باید خواند.

فلعه حیوانات نوشته جروج ارول - جلد اولین چاپ

فلعه حیوانات نوشته جروج ارول - جلد اولین چاپ

هر زمانی که خواستید چگونگی تشکیل حکومتی و عاقبت آن را پیشاپیش بدانید این داستان را بخوانید. خیلی کوتاه و خلاصه در 100 صفحه.
در نوع خود یک شاهکار ذهنی-سیاسی-ادبی است. تبدیل یک واقعیت به یک داستان. نیازی به توضیح ندارد. فقط بخوانیدش.

تمام نوشته های جرج ارول سیاسی هستند. او متولد سال 1903 در هند است. همانطور که می توان از کتاب قلعه حیوانات فهمید زندگی پر تجربه ای و در عین حال توام با تفکر داشته.

هرگونه توضیح و مقدمه در مورد این کتاب اضافی است، باید این کتاب را خود بخوانید.

فقر

ميخواهم بگويم ……
فقر همه جا سر ميكشد …….
فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني هم نيست ……

درخت خشکیده تفکر

درخت خشکیده تفکر

فقر ، چيزي را » نداشتن » است ، ولي ، آن چيز پول نيست ….. طلا و غذا نيست …….
فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ……
فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ……
فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند …..
فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود …..
فقر ، همه جا سر ميكشد ……..

فقر ، شب را » بي غذا » سر كردن نيست ..
فقر ، روز را » بي انديشه» سر كردن است

دکتر شریعتی

پاییزانه

امروز اول مهر بود. امروز هوا پر خاطره شده بود. امروز اول صبح خیابونا طعم لُکه دویدن بچه ها رو چشید.
امروز شروع دمیدن رنگ های خلقت در روح جاری در رگِ جلوه بود.
امروز بوی پاییز می داد؛ نوید رقص نگاه در طبیعت.

رنگارنگی پاییز یعنی رنگارنگی تو

رنگارنگی پاییز یعنی رنگارنگی تو

امروز من هم بطور شگفت انگیزی برای 17 امین سال، اول مهر راهی کلاس درس بودم.
اما نه کلاسی که تو این 16 سال دیدم. پر هستم از انتقال، از امید.

امروز چقدر زیبا بود.
… و فردا چقدر زیبا تر خواهد بود… وقتی می دونی که این نقاش خسته نمی شه از نقاشی کردن.
پس شما هم قلم رو بدست بگیرید، رنگ کنید لوح پاک آینده را.
تا الان هرچه کشیدید، مال قبل بوده است. اگر چند ثانیه هم وقت دارید بکشیدش، زیبا، پر از رنگ، مثل پاییز. وای بحال اینکه 10 سال هم وفت داشته باشید، و وای وای به حال اینکه 20 یا 30 سال یا … وقت داشته باشید.
رنگ کنید همانطور که رنگت کرد. هیچ وقت نقصی نداری. تو پاییز که نگاه می کنی هر رنگ جایگاه خودش رو داره، حتی اگر به چشم نیاد. اما بی هدف نیست. بودنش کامل می کنه. پس بدون «بیهوده نیستی».

رنگ کن آینده ات را، هر چند کوتاه، که خود عبادتی است چون نماز، زیرا که دانسته ای قدر آینده ات را.

باباگوریو – اونوره دو بالزاک

اخیرا کتابی با عنوان «باباگوریو» نوشته اونوره دو بالزاک، نویسنده فرانسوی خوانده ام. با ترجمه آقای شهرام پورانفر چاپ شده در سال 1371 توسط انتشارات رخ همراه مقدمه ای از سامرست موام.

این کتاب در اصل بیان کننده داستان جوانی به نام راستیناک است که از مزرعه شان برای تحصیل در رشته حقوق به پاریس آمده است و در پانسیونی درجه 3 زندگی می کند. .
در این پانسیون فردی به نام باباگوریو در وضع اسفناکی در بالاترین طبقه و بدترین اتاق زندگی می کند که مایه ی خنده دیگر ساکنین است. آینده راستیناک در ادامه داستان با باباگوریو گره می خورد و به تندریج وارد زندگی باباگوریو می شود.

بابا گوریو نوشته بالزاک - Le Père Goriot by Balzac

بابا گوریو نوشته بالزاک - Le Père Goriot by Balzac

در باطن، بالزاک به جامعه آن زمان پاریس، یعنی قرن 19ام می پردازد. اوایل 1800 که پاریس در فساد غوطه ور بوده. بالزاک با تمام ظرافت شخصیت هایش را تشکیل داده و فردی پاک را وارد جامعه ای مخوف می کند. این شخص جای هیچ گونه فرار ندارد. یا راه چپ را باید برود یا راه چپ! وگرنه رویای زندگی در حد معمول را باید فراموش کند.

وقتی شما کتاب را شروع می کنید متوجه می شوید نویسنده زیاد به توصیف صحنه و مناظر نپرداخته و فقط در حد کفایت به آنها اشاره می کند؛ اما در عوض شخصیت ها را بخوبی تمام خلق کرده و کاملا حس خواننده را همراه خود می کشاند. البته نمی توان منکر اشکالات شد.

بالزاک تمام عیار، تفکرات و وقایع اجتماعی آن زمان را به تحریر در آورده است و بهتر از آن، این تفکرات و وقایع را به فطرت انسانی تعمیم داده تا این کتاب مختص یک زمان و دوره نباشد.
بدون شک خود بالزاک این بالا و پایین داستان را تجربه کرده است که به این زیبایی و دقت توانسته آنها را بنویسد. شما در حین داستان، از نوشته ها، تجربه های عمیقی را حس می کنید که فکرتان را بر می انگیزد: «آره، من اینجوریم، درست می گه». بالزاک به نحو احسن فکرها، امید ها و دلخوشی ها، طرز تفکر، پوشش، احساسات نسبت به دیگران و بلند پروازی های جوان ها را به رشته تحریر در آورده است.

در قسمت های انتهایی کتاب شما محسور عواطف عمیق می شوید، عواطفی پاک که دلتان را به درد خواهد آورد. تنفر از اجتماع و ظواهر دروغین و نگاه های ساختگی را در خود حس می کنید. انزجار از روند داستان و در نهایت پایانی عجیب. پس از اتمام کتاب نفسی عمیق کشیدم و به فکر فرو رفتم، کل داستان را مرور کردم، با جامعه امروز و حال خودم مقایسه کردم.

ویژگی های فوق باعث می شود که این کتاب، یک اثر بیاد ماندنی در طول تاریخ و الیته در ذهن شما شود. پیشنهاد می کنم شما هم این کتاب زیبا را بخوانید تا لذت یک داستان و یک کتاب ارزشمند را بچشید.

این کتاب را می توانید بصورت آنلاین خریداری کنید و همچنین می توانید در این سایت کتاب صوتی آن را دانلود کنید.

روز جهانی عکاسی

روز جهانی عکاسی رو به تمام عکاسان و عکس دوستان تبریک می گم.

World Photography Day

World Photography Day

Sunny Visions officially starts working

« Older entries Newer entries »